معنی چروکیده
6 بازدید
[ چُ دَ / دِ ] (ن مف / نف) چروک شده. چروک خورده. چین خورده. ترنجیده. تاخورده و ناصاف شده. رجوع به چروکیدن و چروک خورده و چروک شده شود.
کلمات همقافیه با «چروکیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر