معنی چروکدار
4 بازدید
[ چُ ] (نف مرکب) پوست بدن یا جامه یا پارچه ای دارای چین و چروک. دارای چین و شکنج. چین و چروکدار. رجوع به چروک شود.
کلمات همقافیه با «چروکدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر