معنی چرو
8 بازدید
[ چِ ] (اِخ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است از قرای ولایت سبزوار که هوایش ییلاق و آبش از قنات است». (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۲۲). در فرهنگ جغرافیایی آمده است: دهی از دهستان طبس بخش صفی آباد شهرستان سبزوار که در ۳۷هزارگزی جنوب باختری صفی آباد و ۷هزارگزی جنوب راه آهن واقع است. کوهستانی و سردسیر است و ۵۶۳ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، زیره، پنبه، باغات میوه و ابریشم، شغل اهالی زراعت و باغداری و راهش مالرو است، در تابستان از حکم آباد ماشین هم میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «چرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر