معنی چره کردن
6 بازدید
[ چَ رَ / رِ کَ دَ ] (مص مرکب) چرا کردن. چریدن حیوانات : و گرگ با گوسفند بیک جای چره کنند. (تفسیر ابوالفتوح). تا شیر با شتر چره کند و پلنگ با گاو. (تفسیر ابوالفتوح). و آنجا که او [بچهٔ ناقهٔ صالح ] بودی چره نیارستی کردن (تفسیر ابوالفتوح). چون آفتاب از ایشان بگشتی، بیامدندی و بر گیاه زمین چره کردندی چون بهائم. (تفسیر ابوالفتوح). رجوع به چره شود.
کلمات همقافیه با «چره کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر