معنی چرندگوی
5 بازدید
[ چَ رَ ] (نف مرکب) یاوه گوی. مهمل گوی. گویندهٔ سخن بیهوده و بی معنی. چرت و پرت گوی. گویندهٔ پرت و پلا. حرف مفت زن. مهمل باف. رجوع به چرند و چرند گفتن و چرند گویی شود.
کلمات همقافیه با «چرندگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر