معنی چرندپرند
6 بازدید
[ چَ رَ پَ رَ ] (اِ مرکب، از اتباع) چرند. چرند و پرند. پرت و پلا. چرت و پرت. هذیان. سخن مهمل و بیهوده. حرف مفت. رجوع به «چرند» و «چرند گفتن» و «چرند و پرند» شود.
کلمات همقافیه با «چرندپرند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر