معنی چرمپاره
5 بازدید
[ چَ رَ / رِ ] (اِ مرکب) پاره ای از پوست حیوانات که کفش دوزان و آهنگران روی پا اندازند تا جامه شان چرکین نشود. پوست پاره ای که حدادان و کفشگران یا بعضی دیگر از پیشه وران روی زانوان خود اندازند و یا همچون پیش بندی بر کمر بندند. || تکه ها و خرده های چرم که در دکان یا محل کفشگران فراهم می آید. پاره های چرم : روباهی هر شب بخانهٔ کفشگری درآمدی و چرم پاره ها بدزدیدی و بخوردی. (سندبادنامه ص ۲۲۶). رجوع به چرم شود.
کلمات همقافیه با «چرمپاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر