معنی چرغون
5 بازدید
[ چَ ] (اِ) بمعنی چرغول است که لسان الحمل باشد. (برهان). بمعنی چرغول است. (آنندراج). گیاهی دوائی که بتازی «لسان الحمل» گویند و تخم آنرا بارهنگ نامند. (ناظم الاطباء). رجوع به چرغول و خرغول و خرگوشک شود.
کلمات همقافیه با «چرغون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر