معنی چرغنده
6 بازدید
[ چَ غَ دَ / دِ ] (اِ) بمعنی چرغند است، که چراغ باشد. (برهان). چراغ. (انجمن آرا) (آنندراج). || چرغند. که چرغدان و چراغپایه باشد. (برهان). چراغپایه. (جهانگیری). || رودهٔ گوسفند بگوشت و مصالح آکنده را نیز گویند. (برهان) (جهانگیری) (انجمن آرا). رجوع به چرغند شود.
کلمات همقافیه با «چرغنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر