معنی چرستیدن
6 بازدید
[ چَ / چِ رِ / رَ دَ ] (مص) بهم زدن و بهم فشردن دندان. (ناظم الاطباء). چرست کردن. دندان قروچه کردن. رجوع به چرست و چرست کردن شود.
کلمات همقافیه با «چرستیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر