معنی چرست
7 بازدید
[ چَ / چِ رِ / رَ ] (اِمص) بهم فشردگی دندانها. (ناظم الاطباء). دندان قروچه. رجوع به چرست کردن شود. || ضعف و ناتوانی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر