معنی چرخ مدور
4 بازدید
[ چَ خِ مُ دَوْ وَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) چرخ. آسمان. (ناظم الاطباء): ای خوانده بسی علم و جهان گشته سراسر تو بر زمی و از برت این چرخ مدور. ناصرخسرو. این چرخ مدور چه خطر دارد زی تو چون بهرهٔ خود یافتی از دانش مضمر. ناصرخسرو. || بخت ناپایدار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چرخ مدور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر