معنی چرخ دادن
7 بازدید
[ چَ دَ ] (مص مرکب) بمعنی حرکت دوری است. (آنندراج). چرخانیدن. گرد گردانیدن. چرخاندن : در دم اندیشه چون به خنصر اقبال چرخ دهی خاتم سهیل نگین را. طالب آملی (از آنندراج). || در تداول عامه، راه بردن و گردش دادن انسان یا حیوانی را در محلی؛ چنانکه فی المثل گویند: این طفل را فلانجا چرخی بده و زود برگرد. یا: این اسب را چرخی بده تا عرقش خشک شود. || در تداول عوام، گوشت را در تابه سرخ کردن. مدتی کوتاه در روغن جوشان پختن چیزی را. کمی در روغن داغ سرخ کردن گوشت و جز آن را. سرخ و برشته کردن گوشت و مانند آن. مرغ را در تابه تاب دادن. در تاوه چرخاندن گوشت و مانند آن. بو دادن چیزی در دیگ یا تابه.
کلمات همقافیه با «چرخ دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر