معنی چرخ برین
6 بازدید
[ چَ خِ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از فلک نهم. (آنندراج). عرش مجید. (منیری). فلک الافلاک و فلک نهم. (ناظم الاطباء). فلک اطلس. چرخ اکبر. فلک الافلاک. عرش. چرخ : ز هامون بچرخ برین شد سوار سخن گفت بر عرش با کردگار.اسدی. بری دان ز افعال چرخ برین را نشاید نکوهش ز دانش بری را. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «چرخ برین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر