معنی چرخ اطلس
10 بازدید
[ چَ خِ اَ لَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) فلک الافلاک. (ناظم الاطباء). فلک نهم. (ناظم الاطباء). چرخ اکبر. عرش اعظم. کنایه از عرش مجید که فلک نهم باشد: دهر ز چرخ اطلسش کرده ردای کبریا نقش طراز آن ردا عین بقای ایزدی.خاقانی. بسکه هرسو شد قبا و چرخ در عالم فراخ همچو چرخ اطلس اطراف همه کیهان گرفت. امیرخسرو (از جهانگیری). رجوع به چرخ و چرخ اکبر شود.
کلمات همقافیه با «چرخ اطلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر