معنی چرخ اثیر
7 بازدید
[ چَ خِ اَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کرهٔ آتش. (ناظم الاطباء). کرهٔ ناری. (شرفنامهٔ منیری). || فلک ماه. (ناظم الاطباء). کرهٔ ماه. چرخ اخضر: بچاه اندرون بودم آنروز من برآوردم ایزد بچرخ اثیر.ناصرخسرو. رجوع به چرخ اخضر شود.
کلمات همقافیه با «چرخ اثیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر