معنی چرخ آسیائی
7 بازدید
[ چَ خِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) چرخ. فلک. کنایه از آسمان و سپهر. مجازاً، بمعنی کرهٔ فلکی که قدما آن را چون چرخ آسیا در گردش و حرکت می پنداشته اند. چرخ گردان و چرخ گردنده : آسایشت نبینم ای چرخ آسیائی خود سوده می نگردی ما را همی بسائی. ناصرخسرو. گر می به خرد درست مانده ست این برشده چرخ آسیائی.ناصرخسرو. رجوع به چرخ و چرخ گردان و چرخ گردنده شود.
کلمات همقافیه با «چرخ آسیائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر