معنی چرخپیمای
5 بازدید
[ چَ پَ / پِ ] (نف مرکب) عرش پیمای. فلک پیمای. آنکه بر مدار فلک سیر کند، همچون ستارگان و کرات : همین تار و روشن شتابندگان همین چرخ پیمای تابندگان.اسدی. || آنکه بسوی آسمانها و افلاک اوج گیرد و پرواز کند. رجوع به چرخ پیمایی شود.
کلمات همقافیه با «چرخپیمای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر