معنی چرخزنان
6 بازدید
[ چَ زَ ] (نف مرکب، ق مرکب) گردگردان. در حال چرخیدن. دورزنان. گردان و چرخان : کف چرخ زنان بر می می رقص کنان در دل دل خارکنان از رخ گلزار نمود اینک. خاقانی. کمتر از ذره نئی پست مشو مهر بورز تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان . حافظ.
کلمات همقافیه با «چرخزنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر