معنی چرخدار
7 بازدید
[ چَ ] (نف مرکب) بمعنی کماندار است. (آنندراج). دارندهٔ کمان. آنکس که با کمان تیراندازی کند: ز شه برجی قضا را چرخداری ملک را دید در میدان برابر. حکیم ازرقی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چرخدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر