معنی چرخاننده
6 بازدید
[ چَ نَ نْ دَ / دِ ] (نف) گرداننده. آنکه چیزی را بچرخاند. || چرخانندهٔ اداره یا کارخانه یا دستگاهی؛ مدیر. اداره کننده. رجوع به چرخاندن و چرخانیدن شود.
کلمات همقافیه با «چرخاننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر