معنی چرته
9 بازدید
[ چَ تَ / تِ ] (اِ) بمعنی رنگ و لون باشد. (برهان). چرده. (انجمن آرا). پوست سیه رنگ. (انجمن آرا). بمعنی رنگ و پوست آدمی. (آنندراج) (غیاث). بمعنی لون و رنگ باشد و آن را چرده نیز نامند. (جهانگیری). رنگ و لون و گون. (ناظم الاطباء). رنگ. (فرهنگ نظام). چرده. چرزه. پام. فام. گون. گونه. رجوع به چرده و چرزه شود.
کلمات همقافیه با «چرته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر