معنی چربی نمودن
6 بازدید
[ چَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) نرمی و ملایمت نشان دادن. چربی کردن. || تواضع و فروتنی نمودن. کرنش نمودن : زمین را ببوسید و چربی نمود بر آن مهتران آفرین برفزود.فردوسی. || رفق و مدارا نمودن. || چاپلوسی و زبان بازی نمودن. رجوع به چربی و چربی کردن شود.
کلمات همقافیه با «چربی نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر