معنی چربنده
5 بازدید
[ چَ بَ دَ / دِ ] (نف) برتری دارنده در وزن. سنگین در وزن نسبت به چیز دیگری : بیک جو که چربنده شد سنگ خام بدان خشکیش چرب کردند نام.نظامی.
کلمات همقافیه با «چربنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر