معنی چراغ گل کردن
5 بازدید
[ چَ / چِ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از چراغ روشن کردن. (آنندراج). ترقی کردن و زیاد شدن روشنی چراغ، چه ترقی هر چیز را، گل کردن آن گویند. (فرهنگ نظام): شبی کز می چراغ حسن او گل کرد دانستم که هم بلبل من سرگشته هم پروانه خواهم شد. خواجه آصفی (از آنندراج). || کنایه از چراغ خاموش کردن هم آمده. برای اطفای چراغ، چون چراغ نشاندن و چراغ کشتن مستعمل است. (آنندراج). خاموش کردن چراغ، چه فتیلهٔ نیم سوخته که بعد از خاموش شدن شعله چند لحظه سرخ میماند تشبیه به گل شده است. (فرهنگ نظام): درآن محفل که شمع روی او نیست چراغ دیده را گل میتوان کرد. طاهر غنی (از آنندراج). رجوع به چراغ خاموش کردن و چراغ کشتن شود.
کلمات همقافیه با «چراغ گل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر