معنی چراغ صبح
5 بازدید
[ چَ / چِ غِ صُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه است از آفتاب است. (دیوان حافظ چ قزوینی حاشیهٔ ص قکح). چراغ سحری و چراغ صبحدم. (آنندراج) (فرهنگ نظام). مجازاً آفتاب. (فرهنگ نظام). چراغ سحر و چراغ سحرگهان : چه پرتو است که نور چراغ صبح دهد چه شعله است که در شمع آسمان گیرد. حافظ (دیوان چ قزوینی ص قکح). || چراغ بسیار سریع الزوال و ناپایدار. (آنندراج). چراغی که هنگام صبح پس از روشن شدن هوا خاموش کنند: چراغ صبح بیک جلوه میشود خاموش مرا بموسم پیری ز اعتبار چه حظ. صائب (ازآنندراج). رجوع به چراغ سحر و چراغ سحری شود.
کلمات همقافیه با «چراغ صبح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بح» برای سرودن شعر