معنی چراغ روغن کردن
5 بازدید
[ چَ / چِ رَ / رُو غَ کَ دَ ] (مص مرکب) چراغ را روغن کردن. (آنندراج). روغن در چراغ کردن و ریختن. چراغ افروختن و چراغ سوختن و چراغ روشن کردن. (مجموعهٔ مترادفات ص ۱۱۶). مایهٔ سوخت بچراغ دادن : ای اشک چراغ دیده را روغن کن ای گریه تو هم سیر درین گلشن کن خاموش شده ست آتش داغ دلم ای ناله تو این چراغ را روشن کن. سید حسین خالص (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چراغ روغن کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر