معنی چراغ روشن
4 بازدید
[ چَ / چِ غِ رَ / رُو شَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب). چراغ فروزان. چراغ افروخته. چراغ نورانی و مشتعل. مقابل چراغ خاموش.[ چَ / چِ رَ / رُو شَ ] (اِ مرکب) جملهٔ چراغ تو روشن باد، خطابی دعایی خیرگونه کسبه و تجار را شب هنگام. - چراغ روشن بودن؛ کنایه است از گرم بودن بازار کسی یا چیزی. کنایه از آنکه دوست و هواخواه کسی بسیار بود یا مشتری چیزی فراوان باشد. مراد حاصل بودن و باثروت بودن. (فرهنگ نظام): آن لاله رخ که سوخت دل من بداغ او روشن بود همیشه الهی چراغ او. قاضی استرآبادی (از آنندراج). - چراغ روشن گفتن کسی را؛ کلامی است که در محل دعای خیر گویند؛ یعنی مراد حاصل شود. (آنندراج). گرمای بازار خواستن کسی را. پیروزمند و موفق خواستن و آرزو کردن کسی را: از حرف نیک گردد بدخواه با تو دشمن نتوان چراغکش را گفتن چراغ روشن. وحید (ازآنندراج). امشب کز آتش گل گردید باغ روشن پروانه بلبلان را گوید: چراغ روشن. میرفغفور لاهیجانی (ازآنندراج).
کلمات همقافیه با «چراغ روشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر