معنی چراغ جادو
4 بازدید
[ چَ / چِ غِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) چراغ علاءالدین. چراغی که علاءالدین، پهلوان یکی از داستان های هزارویکشب با آن چراغ جادوگری میکرد و کارهای سحرآمیز و خارق العاده انجام میداد. رجوع به چراغ علاءالدین شود.
کلمات همقافیه با «چراغ جادو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر