معنی چبغت
6 بازدید
[ چَ غُ ] (اِ) نهالی و لحاف و سوزنی و جامه و هر چیز پنبه دار که کهنه و مندرس شده و از هم پاشیده باشد. (برهان). نهالی و لحاف و امثال آنها که پنبه دار باشند و کهنه و فرسوده شده باشد. (انجمن آرا) (آنندراج). و آن را چبغوت، با واو، نیز گفته اند. (انجمن آرا) (آنندراج). نهالی و لحاف و سوزنی و جامه و هر چیز پنبه آکنده را گویند که بس کهنه و نیک فرسوده گشته و از هم ریخته و ضایع شده باشد. (جهانگیری): آن ریش نیست چبغت دلاله خانه هاست وقت جماع زیر حریفان فکندنی است. ؟ (از جهانگیری). رجوع به چبغوت شود.
کلمات همقافیه با «چبغت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غت» برای سرودن شعر