معنی چایخوری
8 بازدید
[ خوَ / خُ ] (حامص مرکب) خوردن چای. نوشیدن چای. چای آشامی. چای نوشی.[ خوَ / خُ ] (اِ مرکب) اسباب چای خوری. آلات چایخوری. وسائل چایخوری. سرویس چای خوری، که مرکب است از ۶ یا ۱۲ یا ۲۴ پاره ظرف مخصوص چای خوردن.
کلمات همقافیه با «چایخوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر