معنی چاک زدن

معنی چاک زدن

5 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) دریدن. پاره کردن. شکافتن : ره جیب جانها رفو میزند بنازم به چاکی که او میزند. ظهوری (از آنندراج). || دریدن گریبان یا جامه در ماتمی از شدت اندوه و المی. دریدن لباس به نشانهٔ غم و اندوه عظیم یا ترس یا تظلم : نیکعهدی در زمین شد جامه از غم چاک زن کز زمان زین صعبتر ماتم نخواهی یافتن. خاقانی. پس بدست خروش بر تن دهر چاک زن این قبای معلم را.خاقانی. گل روی تو دیده چاک زد جامهٔ خویش. ظهیری (سندبادنامه ص ۱۸۰). برفور جامه چاک زد و موی برکند. (سندبادنامه ص ۷۳). جامه ها چاک زده خاک بر سر ریختند. (مجالس سعدی). چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنم روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «چاک زدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید