معنی چاکچاک شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) شکافته شدن. ترکیدن. پاره و دریده شدن. بسیار پارگی و شکافتگی بهم رسانیدن. شرحه شرحه و ریش ریش شدن : خروشید و جوشید و برکند خاک ز نعلش زمین شد همه چاک چاک.فردوسی. بلند آسمان چون زمین شد زخاک بسی گردن و بر شده چاک چاک.فردوسی. ز خورشید تابان و از گرد و خاک زبانها شد از تشنگی چاک چاک.فردوسی. در آواز او چرم جنگی پلنگ شود چاک چاک و بخاید دو چنگ. فردوسی.
کلمات همقافیه با «چاکچاک شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر