معنی چاکوچ
6 بازدید
(اِ) به عربی، مطراق. (برهان). پتک آهنگران. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). چکش مسگران. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). چکش که آلت کوبیدن میخ و غیره است. (فرهنگ نظام): هزار چاکوچ خورد پهن و دراز گردد همان مس باشد. بهاءالدین ولد (معارف). که چندین چاکوچ خورده و چندین جوش نموده. بهاءالدین ولد (معارف). بر دیده زد به چاکوچ دشنام و میخ چوب اهل جوین را ز یمین و یسار نعل. پوربهای جامی (از جهانگیری). و رجوع به چاکوش شود.
کلمات همقافیه با «چاکوچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وچ» برای سرودن شعر