معنی چاو چاوان
6 بازدید
(نف مرکب، ق مرکب) در حال چاویدن. ناله کنان. بانگ زنان. بانگ کنان ببانگی که مرغ جوجه دار کند خواندن جوجه های خود را. تیز تیز ناله کنان و بانگ زنان چون مرغی که دنبال جوجهٔ گم گشته گردد: مرغ دیدی که بچه زو ببرند چاوچاوان درست چونان است. || تیزتیز ناله و بانگ کنان از درد عشق. || معوج و غیر مستقیم و منحرف. || گمراه. (ناظم الاطباء). و رجوع به چاوچاو شود.
کلمات همقافیه با «چاو چاوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر