معنی چاه کندن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) ایجاد چاه نمودن. گودی استوانه شکل عمیق کردن در زمین. گودال عمیق کندن. چه کندن. نَجخ. اعتفام. (منتهی الارب): ای که تو از ظلم چاهی میکنی از برای خویش دامی می تنی.مولوی. تو ما را همی چاه کندی به راه بسر لاجرم درفتادی به چاه.سعدی (بوستان). با دیگران بگوی که ظالم به چَه فتاد تا چاه دیگران نکنند از برای خویش. سعدی.
کلمات همقافیه با «چاه کندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر