معنی چاه رستم
4 بازدید
[ هِ رُ تَ ] (اِخ) چاهی که رستم را شغاد برادرش بلطائف الحیل در آن انداخته بود و آن چاه را بشمشیر و سنانها پرساخته. (آنندراج): مسکن دیو سفید آمد بخاریها ز برف چاهها چون چاه رستم شد ز یخ شمشیردار. اشرف (از آنندراج). آن زنخدانی که باشد چاه یوسف از صفا پرسنان آخر ز خط چون چاه رستم میشود. اشرف (از آنندراج).[ رُ تَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش راین شهرستان بم که در ۱۱ هزارگزی شمال راین و ۲ هزارگزی راه مالرو کرمان به راین واقع شده و یک خانوار سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ رُ تَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان خنج بخش مرکزی شهرستان لار که در ۹۱ هزارگزی شمال باختر لار و در جنوب کوه گوکردی واقع شده وده تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «چاه رستم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر