معنی چاهکن
6 بازدید
[ کَ ] (نف مرکب) مقنی و چاخو. (ناظم الاطباء). کسی که کارش چاه کندن است. (فرهنگ نظام). حفار. کموش. کَن کَن. چاه کننده. کنندهٔ چاه. آنکه چاه میکند. غارّ. (منتهی الارب): ببرد از میان لشکری چاه کن کجا نام بردند از آن انجمن.فردوسی. پی چاهکن در ته چاه زن سر راهزن بر سر راه زن. ظهوری (از آنندراج). - امثال: چاهکن ته چاه است. || ظالم و مکار. (آنندراج) (غیاث). مجازاً کسی که برای آزار دیگری مکر یا ظلم میکند. (فرهنگ نظام). || (اِ مرکب) آلتی جهت کندن چاه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چاهکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر