معنی چانهٔ بیجا زدن
4 بازدید
[ نَ / نِ یِ زَ دَ ] (مص مرکب) سخن بیهوده گفتن. حرف مفت زدن. پرگوئی و پرچانگی کردن : واعظ این سنت تحت الحنکت دانی چیست؟ چانه بندیست که پر چانهٔ بیجا نزنی. تأثیر (از آنندراج). || اصرار بیهوده کردن. ابرام بیفایده کردن.
کلمات همقافیه با «چانهٔ بیجا زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر