معنی چامین
6 بازدید
(اِ) چامیر. چامیز. شاش. (برهان). بول. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام). کمیز. (ناظم الاطباء). ادرار. پیش آب. و رجوع به شاش شود. || غایط. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام). و رجوع به غایط شود. || سرگین حیوانات را نیز گفته اند. (انجمن آرا) (آنندراج) (فرهنگ نظام). و آن را چمین نیز گفته اند. (انجمن آرا) (آنندراج). چمین مخفف آن است. (فرهنگ نظام): بس کن که هر مرغ ای پسر کی خوش خورد انجیر تر شد طعمه طوطی شکر وان زاغ را چامین خر.مولوی (از آنندراج). و رجوع به چمین و سرگین شود.
کلمات همقافیه با «چامین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر