معنی چامهسرای
5 بازدید
[ مَ / مِ سَ ] (نف مرکب) شعرگوی. شاعر. غزل سرای. تصنیف ساز. آنکه سخن منظوم گوید و کلام موزون و مقفی برشتهٔ نظم کشد. || آوازخوان. خوانندهٔ شعر و غزل در آهنگ موسیقی. کسی که موسیقی داند و خواندن شعر و سرود را در دستگاههای موسیقی داند. رجوع به چامه سرا شود.
کلمات همقافیه با «چامهسرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر