معنی چالیش
6 بازدید
(اِمص) مزیدٌفیه لفظِ چالش. (فرهنگ نظام). رفتاری باشد از روی تکبر و ناز. (برهان) (آنندراج). خرامیدن. (غیاث). رفتار از روی عجب و ناز. (ناظم الاطباء). ناز و نخوت. تکبر و غرور: این نظر با آن نظر چالیش کرد ناگهانی از خرد خالیش کرد.مولوی. || چالش. سعی و کوشش در جنگ. جنگ و جدال. رزم و پیکار: روز و شب در جنگ و اندر کشمکش کرده چالیش اولش با آخرش.مولوی. چون خیالی در دل شه یا سپاه کرد در چالیش ایشان را تباه.مولوی. گر نبودی نفس و شیطان و هوا گر نبودی زخم و چالیش و وغا.مولوی. جوشن و خود است مر چالیش را وین حریر و برد، مر تعریش را.مولوی. و رجوع به چالش شود.
کلمات همقافیه با «چالیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر