معنی چالکه
7 بازدید
[ کَ ] (اِخ) موضعی نزدیک پاطاق نزدیک کرمانشاه. مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از منزل «پاطاق» که بعقیدهٔ بعضی «عقبهٔ حلوان» همان است، چون مسافر به طرف عراق عرب رود یکی از دهات دست راست، نزدیک به «پاطاق» همین چالکه است». (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۷۸).
کلمات همقافیه با «چالکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر