معنی چاقچاق
6 بازدید
(اِ صوت مرکب) چاقاچاق. تاق تاق. طراق طراق. صدایی که از خورد شدن و شکستن چیزی برخیزد: بِسرِ شَد گاهیش نرم و گه درشت زو برآرد چاقچاقی زیر مشت.مولوی. چاقچور. (اِ) چاخچور. چاقشور. دولاغ. شلواری فراخ و دو پاچه بهم پیوسته که از کمر تا نوک انگشتان پای را مستور میداشت و زنان هنگام بیرون رفتن از خانه میپوشیدند. نوعی جامهٔ زنانه مخصوص پوشانیدن هر دو پای از بالای ران تا نوک انگشتان. لباسی است مخصوص پای زنان که از پنجهٔ پا تا کمر یا تا وسط ساق پا را میپوشاند و در مفصل پا و ساق چین دارد. (فرهنگ نظام). و رجوع به چاخچور و چادرچاخچور و چاقشور شود.
کلمات همقافیه با «چاقچاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر