معنی چاقو کش
6 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب) چاقوکشنده. بازکنندهٔ تیغه چاقو برای زدن. کسی که مردم را با چاقو تهدید و گاهی مجروح و مقتول میکند تا نقدینهٔ آنان را بگیرد یا برباید. ولگرد. هرزه گرد. عربده جو. بدمست. باج گیر. لات. شریر. فردی از افراد اراذل و اوباش. بیکارهٔ ولگردی که از راه ارعاب و تهدید و با چاقو و عربده جویی از اهل بازار و کسبه جنس یا نقدینه میطلبد و میگیرد. آنکه به اندک بهانه ای چاقو میکشد و چاقو میزند. بچاق چی. پیچاق چی. ولگردی که برای دزدی و بیم دادن مردم چاقوی بلند ضامن دار با خود دارد و چاقوکشی را حرفهٔ خود میداند.
کلمات همقافیه با «چاقو کش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر