معنی چاشنه کردن
5 بازدید
[ نَ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) چاشنی کردن. (آنندراج). چشیدن. (آنندراج). طعم غذا را چشیدن. مزه طعام را امتحان کردن : دانست چو ما هر که از او چاشنه ای کرد این نان چه قدر بی نمک این آب چه شور است. سالک یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چاشنه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر