معنی چارگوهر
5 بازدید
[ گَ / گُ هَ ] (اِ مرکب) چارعنصر. چارآخشیج. عناصر اربعه. آخشیجان. آب و خاک و باد و آتش : چو این چارگوهر بجای آمدند ز بهر سپنجی سرای آمدند.فردوسی. میراث ستان هفت کشور منصوبه گشای چارگوهر.نظامی. ز آن بزرگی که در سگالش اوست چارگوهر چهاربالش اوست.نظامی. جهت را شش گریبان در سرافکند زمین را چارگوهر در برافکند.نظامی. و رجوع به چارگهر و چهارگوهر شود.
کلمات همقافیه با «چارگوهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر