معنی چارگل
6 بازدید
[ گُ ] (اِ مرکب) قسمی از داغ. (آنندراج): ز تعلیمیش پختهٔ چارجل بود نزد فارس خط چارگل. ملاطغرا (در تعریف براق، از آنندراج). || کنایه از نقش پای سگ. (آنندراج). || چهارگل خودرو چون بنفشه و پنیرک و کدو و نیلوفر که جوشاندهٔ آنها جنبهٔ داروئی دارد و بعنوان ملّین بکار میرود.
کلمات همقافیه با «چارگل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گل» برای سرودن شعر