معنی چارچشمی
4 بازدید
[ چَ / چِ ] (ص نسبی) با چهار چشم، کنایه است از مراقبت بسیار؛ چارچشمی چیزی را پائیدن، مواظب بودن که آن را ندزدند یا به آن آسیبی نرسد. رجوع به چارچشمی پائیدن شود. || چارچشمی گریه کردن، سخت اظهار فقر یا بی تمتعی از کاری کردن و غالباً بدروغ. نهایت اظهار فقر یا بدبختی با گریه کردن. رجوع به چارچشمی گریه کردن شود.
کلمات همقافیه با «چارچشمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر