معنی چارچار کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) برابری و مقابله کردن : تا بر کسی گرفته نباشد خدای خشم پیش تو ناید و نکند با تو چارچار. منوچهری. || ملاقات کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چارچار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر